رييس‌جمهور در ادامه گفت: در دموكراسي ليبرال تمام ارزش‌ها و همه حقوق ملت‌ها پايمال مي‌شود؛ چرا كه احزابي با حداكثر دو هزار عضو با تبليغات و زد و بندهاي سياسي مناصب قدرت را در اختيار مي‌گيرند كه تعهدشان صرفا به حزب و جناح و احزاب همراه خودشان است. در دموكراسي ليبرال دو عنصر حياتي و اصيل پايمال مي‌شود كه اولين عنصر مردم و حقوق آنان است. در اين دموكراسي مردم كاره‌اي نيستند و چند حزب با چند هزار عضو با يكديگر رقابت و به گونه‌اي برنامه‌ريزي مي‌كنند كه همواره قدرت حاكم در چرخه دو يا چند حزب ثابت بماند و بقيه مردم فقط بايد تماشا كنند.

رييس‌جمهور در ادامه سخنانش در جمع مردم شيراز گفت: در كشورهاي اروپايي و غيراروپايي مردم در اداره حكومت نقش اصيل و واقعي ندارند و مجبورند به اين حزب و آن حزب راي دهند و در واقع به گزينه‌هايي راي مي‌دهند كه اين حزب و آن حزب مشخص مي‌كنند و گزينه ديگري براي انتخاب ندارند.

وي گفت: وقتي به ميان مردم اين كشورها مي‌رويم، حرف‌هاي ديگر و متفاوتي از دولت‌هايشان مي‌زنند، آنها از رژيم صهيونيستي متنفر هستند، ولي دولت‌هايشان دربست در خدمت رژيم صهيونيستي هستند.

رييس‌جمهور ادامه داد: همان‌طور كه گفتم در اين نظام‌ها اراده مردم تاثيري ندارد؛ تا جايي كه مي‌بينيم رييس‌جمهور يك كشور بزرگ براي اين كه راي بياورد به درخواست‌هاي سخيف يك گروه كوچك صهيونيستي تن مي‌دهد. براي اين كه راي خود را بيشتر كند بر زشت‌ترين اقدامات مانند هم‌جنس‌بازي و كارهاي كثيفي كه انسان از بيان آنها شرم دارد، صحه مي‌گذارد.

وي گفت: در نظام‌هاي ليبرال دموكراسي اول مردم له مي‌شوند و به دنبال آن، ارزش‌هاي انساني

این حرف ها را این آقا در زمانی که رییس جمهور بوده است در پنجاهمین و هشتمین سفر استانی خود به شیراز، گفته است. این آقا دیگر رییس جمهور نیست و دلیل رییس جمهور نبودنش هم حرف هایی است که وقتی رییس جمهور بود، زد.  آن چه این آقا در این سخنرانی از حق مردم و فاجعه ی له شدن مردم و سپس ارزش های انسانی به هم بافته است  تنها ابزاری بود – به غیر از تجاوز و توهین- که به این آقا امکان داد در ریاست دولت ایران بماند، و سپس نمانَد. گونه ای که این آقا برای ماندن در قدرت پیش گرفته است زورگویی و حیله گری و قلدری و بی شرمی است. در میان سخنان این شخص که امروز غاصب رای مردم ایران است، توهین به جامعه ی همجنسگرایان هم دیده می شود. اگر این سخنان را کسی به جز شخص ایشان گفته بود می بایست به او اعتراض می شد. اما این سخنان را کسی گفته است که معنای ادب احترام صداقت  و ضرورت حیاتی اصول اولیه ی حقوق انسانی را نمی داند. با وجود این اگر ایشان همچنان رییس جمهور ایران می بود و در مقام یک دزد در خیابان های ایران رفت و آمد نمی کرد، می شد نامه ای سرگشاده برایش نوشت و مانند زمانی که در دانشگاه کلمبیا حرف های خنده دار، و یا حرف های موذیانه زده بود، اشتباهش را گوشزد کرد. اما این آقا دیگر رییس جمهور نیست و چیزی به جز یک دزد، یک دروغگو، یک شیاد، یک زورگو، یک خیانتکار، یک آدمکش، یک شعبان بی مخ نیست. یادآوری حرمت انسانی همجنسگرایان به این آقا بی احترامی به حرمت همجنسگرایان است.

با وجود این، می توان این جمله را از زبان این شخص در معنایی به جز بیشعوری مزمن گوینده اش نیز تعبیر کرد. با این تعبیر، ایشان همجنسبازان را در نقطه ی مقابل آن جایگاهی که در دانشگاه کلمبیا قرار داده بود قرار می دهد، یعنی از «ما همجنسگرا نداریم» عبور کرده و به «ما همجنسگرا داریم، و می دانیم همجنسگراها و رای شان در صندوق های رای، تعیین کننده اند»  رسیده است. اما از شخصی که حرمت هیچ کدام از مردم ایران و باورها  و ارزش هاشان را نگه نداشته است، می توان توقع داشت که ارزش و احترام همجنسگرایان را نیز نشناسد و نگاه ندارد.

آنچه امروز ارزش دارد آن است که مردم بدانند که زشت ترین اعمال آن چیزی است که از شخص احمدی نژاد و همدستانش سر زد. ما در روزهای پس از انتخابات، در مقابل این آقا، از حرمت خودمان دفاع نمی کنیم، امروز فقط از رایی که به او نداده ایم دفاع می کنیم و این رای نداده را از او پس می گیریم و از کسی که رییس جمهور ایران است و با رای ما مردم ایران ریاست دولت را به دست می گیرد حفظ حرمت و حقوق همجنسگرایان ایران را خواهیم خواست.

آنچه ما در این کشور نداریم، دموکراسی لیبرال است، آنچه در این کشور داریم، مردمی است که می دانند به  بی ادبی بی شعوری بی شرمی بی وجدانی و بی سوادی  بی رحمی و ظلم و بیداد و بی قانونی و نقض حقوق مردم  رای نمی دهند، به آزادی و برابری و حقوق مدنی رای می دهند

در گفتگو با مردم، و با رییس جمهور منتخب مردم، ما، جامعه ی همجنسگرایان ایران، قادر به گفتگو و مناظره و مشارکت و احترام متقابل و قبول مسوولیت و تلاش برای ساختن جامعه ی مدنی در چارچوب اصول اعتقادات ما مردم  ایران و قوانین حقوق بشری بین المللی خواهیم بود

در پایان باید به این شخص یادآوری کرد که سی سال از عمر انقلاب ایران می گذرد و مردم ایران هر روز بیشتر از پیش به هم پیوسته و همبسته شده اند. امروز، بعد از سی سال، و بعد از تمام پارگی ها و چند دستگی های سی سال پیش، شما با تفرقه و جداسازی و پاره کردن خانواده ها و جامعه به تمیز و کثیف و همجنسباز و غیرهمجنسباز، و دوست و دشمن و مزدور و مومن، ریاست جمهوری نداشته را به دست نمی توانید آورد. امروز همه ی مردم، یا اکثریت قاطع مردم، در مقابل شما ایستاده اند و به لطف ظلم شما، هم را دوست دارند و آنقدر از شما بی ادبی دیده اند که خودشان به خودشان بی احترامی نمی کنند. این تشنگی مردم به احترام متقابل، واقعیت جامعه ی امروز است، رویای فردا نیست

۱۵ ژوئن ۲۰۰۹