با سر

که سرسام گرفت از شوق

عاشق امروز شد

گوش‌ها و چشم‌ها و رگ‌های خونی پر خاطره را بست که دیروز نزدیک نشود به گوش – نخزد به چشم – حافظه را نزند – جرقه نزند – جاری نشود – حرف   نزند – هوار نشود – جیغ نزند – نزدیک نشود – نزدیک نیاید – صورت‌ها را نیاورد با صداهایی که صداهای خود خودشان است،

حرف نزند