(نعره از أعماق می‌آید)

 

۱-

چراغ خاموش است

چندم هفته بود و چندم هفته است

نعره از اعماق می‌آید

انگشت‌ها را یکی یکی ول می‌کنم در آب

بازوها را جدا از شانه‌ها

بازو بازو ساعد ساعد، کنار هم ردیف، مچ مچ
.

کیسه‌ی شکم را خالی می‌کنم، جگر را آب می‌کشم

از سر تا ته اتاق، تا ته اتاق، تا ته اتاق، به دیوار

.

کجایی؟

.

موهای فرق سر یکی یکی راست می‌شوند

کاسه‌ی سر را خالی می‌کنم

چنگ می‌زنم چین‌های چروک توده‌ی دانسته‌‌ها و ندانسته‌ها را وا می‌کنم از هم، آب می‌کشم

کاسه‌ی سر را آب می‌کشم
.

این هفته هفت روز است

چیزی شبیه شب

یا روز برق گرفته‌ی سفید درخشنده

.

استخوان‌های ریز و درشت، ردیف

رگ‌های ریز و درشت، ردیف

اعضای ریز و درشت، ردیف

چیده‌ام کنار هم

.

دوان دوان بیا
تکه‌های تن‌ات را قورت بدهم
با این دهان عاشق

 

۲-

(نعره از اعماق می‌آید)

 

باد می‌آید

می‌خوابد

می‌پرد از خواب

از سر تا ته اتاق، تا ته اتاق، تا ته اتاق، به دیوار

کاسه‌ی سرر را پر می‌کند

کاسه‌ی سر را خالی می‌کند

کاسه‌ی سر آویزان می‌کند که بخشکد

.

موهای فرق سر یکی یکی راست می‌شود

.

کاسه‌ی سر را خالی می‌کند

ول می‌کند که بخشکد

.

با خودت ببر ما را به جهنم

خنگ
بی‌خبر
با این زبان

بی‌اعتنا به ساعت
با این دهان

 

۳-

(نعره از اعماق می‌آید)

 

باد می‌آید

موهای فرق سر یکی یکی راست می‌شود
.

کاسه‌ی سر را خالی می‌کند

ول می‌کند که بخشکد

.

با خودت ببر ما را به جهنم
خنگ
بی خبر
با این زبان
بی اعتنا به ساعت
با این دهان

 

۴-

(نعره از اعماق می‌آید)

از سر تا ته اتاق، تا ته اتاق، تا ته اتاق، به دیوار
.
موهای فرق سر یکی یکی راست می‌شود
.
کاسه‌ی سر  خالی می‌شود
خنگ
بی خبر
با خودت ببر ما را به جهنم
باد می آید

 

۵-

چراغ خاموش است
چندم هفته بود و چندم هفته است
نعره از اعماق می‌آید

.

انگشت‌ها را یکی یکی ول می‌کنم در آب
بازوها را جدا جدا از شانه‌ها
بازو بازو ساعد ساعد کنار هم ردیف، مچ مچ
کیسه‌ی شکم را خالی می‌کنم جگر را آب می‌کشم
از سر تا ته اتاق تا ته اتاق تا ته اتاق به دیوار
.

کجایی؟
موهای فرق سر یکی یکی راست می‌شوند
.

کاسه‌ی سر را خالی می‌کنم
چنگ می‌زنم چین‌های چروک توده‌ی دانسته‌‌ها و ندانسته‌ها را وا می‌کنم از هم، آب می‌کشم
کاسه‌ی سر را آب می‌کشم
.

این هفته هفت روز است
چیزی شبیه هفت‌شب
یا روز برق گرفته‌ی سفید درخشنده‌ای که چشم را می‌زند
.

استخوان‌های ریز و درشت، ردیف
رگ‌های ریز و درشت، ردیف
اعضای ریز و درشت، ردیف
چیده‌ام کنار هم
دوان دوان بیا
تکه‌های تن‌ات را قورت بدهم
با این دهان عاشق