حافظه چیزی ست مثل طناب دار

.

پوست چیزی‌ست که پاره می‌شود از هراس

.

چشم چیزی‌ست که پنجه به دیوار می‌کشد

.

دست چیزی‌ست که ندارم چه بسته چه دراز

.

با من بمان هر جا مثل خون، مثل خون که ناگهان دهن وا کرد

.

صدا بزن صدا بزن صدا بزن صدا بزن صدا بزن صدا بزن

.

پا چیزی‌ست که می‌شکند هر بار

.

فرق سرم برای همین چاک چاک می‌شود

.

کمرم کجاست

.

کلمه‌های نحیف

کلمه‌های شکسته

کلمه‌های بست

کلمه‌های بیرنگ کمرنگ بد رنگ

کلمه‌های تیز

کلمه‌های تلخ

کلمه‌های کنج دیوار
کلمه سرد یخ زمهریر

جان هیچ وقت نداشتم که بدهم بدهم
کلمه‌های ساکت

کلمه‌های مسکوت

کلمه‌های سکوت سرد سنگین

کلمه‌های بی‌صدای عبوس
کلمه‌های خراشیده‌ی‌خونی
کلمه‌های سردرد سرگیجه

.

من هیچ وقت تو را نداشته‌ام بیرون از کاسه‌ی سرم

بیرون از پوست، بیرون از ته جگر

.

تن چیزی‌‌ست اگر اینجا باشی مثل جان

.

شیرین و بی‌حواس

شیرین و داغ

شیرین و شیشه‌های پر از چشم‌های مخمل سیاه

.

هستم برای همین

.

دربان این درم

.

هستم برای همین که در وا کنم

.