–           من اینجا زیر زمین‌ام

 

–           کجایی؟

 

–           من روی شاخ پر میوه

 

–           کجایی؟

 

–           من اینجا زیر زمین‌ام

 

تا چشم کار می‌کند و کار می‌کند و کار می‌کند و کار می‌کند مستقیم رو به خط افق

 

–           ناگهان زمین دهن وا می‌کند

 

–         آسمان پرت می‌شود ته دره‌ای که تو را خورد

 

زیرا

شهر از ابتدا غلط بود

 

–           مردم تویی

 

جهان با چشم بسته راه می‌رود آن بالا

دنبال می‌کنی با بو و لرزه‌های نور و صدا

 

زیرا شهر از ابتدا غلط بود

و خوانش آدم، به هیأت شهر، از ابتدا غلط بود

 

رگ‌ها

تلمبه‌های خون

کاسه‌های زانو

اتوکشیده در اتاق‌ها و میدان‌ها

تقسیم بی‌رویه‌ی امنیت

تقسیم بی‌رویه‌ی ارگاسم

تقسیم بی‌رویه‌ی آغوش‌های پستان‌دار و اضطراب گیجکننده‌ی مکنده‌ی پستان

تقسیم بی‌رویه‌ی دیواره‌های منقبض خون

–           دست‌های از ابتدا پرخون

–           گلوهای از ابتدا پرخون

–           سرهای به حیرت افتاده روی شانه‌های خمیده

 

در جستجوی تو بی‌آن‌که تو، جهان را تک تک، بیش از لحظه‌های یک به یک ایستا و لغزنده، فشرده باشی به سینه

لای بازوهای

.

کدام بازوها؟

.

تقسیم بی‌رویه‌ی قطعیت

تقسیم بی‌رویه‌ی آوار

و

سیلی‌های لاانقطاع

پاسخ‌های لایتناهی

 

–          باشی فشرده

–           کدام بازوها