حافظه چیزی ست مثل طناب دار . پوست چیزی‌ست که پاره می‌شود از هراس . چشم چیزی‌ست که پ...

Read More

دربان این درم

–           من اینجا زیر زمین‌ام   –           کجایی؟   –           من رو...

Read More

ناعدالت

دارد. شاخ دارد. شاخ دارد. شاخ دارد. این /جانور/ زانوهاش، زانوی خدا ست؛ خم نمی‌شود. شا...

Read More

عشق‌ام، شاخ

با سر که سرسام گرفت از شوق عاشق امروز شد گوش‌ها و چشم‌ها و رگ‌های خونی پر خاطره را ...

Read More

تقابل – دو

تن تابستان هرم گرما عرق‌ریزان چشم می‌چرخد رو به توی سر قندیل‌ یخ روح، واقعیت موجو...

Read More

تقابل – یک